ماهه من
آفتاب نعره کشان آمد پدید
ماهه من شد نا پدید
گرمیه دستانه خورشید تابید
نوره تو ستاره هایم را چید
اوله صبحست و روز ِ آغاز
نامت ای دوست شباهنگام را از من برید
شعله ور شد پرتویه خوشرنگه نور
آسمان حرمه نفس هایه تورا بر من دمید
ماهه من چون بود وقتی یاره من
عطره رنگینه تو را بر آستانه جانه من خواهد چشید
ای قشنگه پر امید
وقته رفتن با دلی پر غصّه است
ماهه من با بوستانه خرمش
با از نو در شبی آمد پدید
م. تمیم جمعه
27 / 2 / 1387
ساعت : 24 : 08
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 8:26 توسط م . تمیم
|